هر وقت كه مادرم به من مي گفت : برو دستهايت را بشور ، خيلي لجم مي گرفت . هميشه فكر مي كردم من كه به چيز نجس يا كثيف دست نزده ام، پس چرا بايد دستهايم را بشويم. من هميشه سر موضوع دست شستن با مادرم مشكل داشتم . هميشه هم دوست داشتم غذاي بيرون بخورم بخصوص ساندويج. اما مادرم هميشه از اين كار من ناراحت مي شد. مي گفت : اين كار خطر ناك است . ممكن است آنها بهداشت را رعايت نكنند و تو مريض شوي. تا اينكه يك بار مريض شدم . مريضي سختي بود .هر چه دكتر مي رفتم فايده نداشت ، چون همه اش دلم دردمي كرد. تا اين كه پدرم آدرس يك دكتر را گرفت و مرا نزد او برد . دكتر پس از معاينه برايم آزمايش نوشت. من روز به روز زرد تر مي شدم . تا دكتر جواب آزمايش را ديد و گفت : اين بچه هپاتيت گرفته . البته نوع A . اين يك بيماري كبدي بود . نزديك يك ماه نتوانستم به مدرسه بروم . از آن روز به بعد فهميدم كه بايد هميشه دست ها را شست.
در گذشته بسياري از مردم در اثر نداشتن بهداشت ، يعني حمام ، آب گرم ، و شامپو، آب آشاميدني سالم، نبود يخچال و امكانات نگهدارنده غذا ها وغيره بيمار مي شدند و مي مردند. اما امروزه امكانات هست ، ولي ما كمتر رعايت بهداشت را مي كنيم. دست شستن يعني دست را با آب و صابون خوب شستن نه آنكه فقط آن را خيس كنيم.
اگر ما بهداشت را رعايت نكنيم ، تن سالمي نخواهيم داشت . آن موقع چگونه مي توانيم درس بخوانيم ؟سلامتي روان هم مهم است . ما بايد كار هاي خوب انجام بدهيم تا روان ما آرامش داشته باشد.افرادي كه سلامت تن و روان دارند سرمايه ي يك كشورند . چون آنها بهتر مي توانند براي كشور مفيد باشند . اما بيماران معمولا هزينه هاي زيادي را ايجاد مي كنند . ما بايد مراقب سلامتي خود باشيم و نگذاريم با بي توجهي به بهداشت، سلامتي ما به خطر بيفتد و ديگران را هم به پاكيزگي و نظافت درست تشويق كنيم تا جامعه ايي پاك و سالم داشته باشيم.
